دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

40

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

يكى از اعضاى گروه شمس الدين على بود و همين يك دليل كافى بود كه در بين پيروان مسعود هوادارى نداشته باشد ؛ او بعدها ارباب خود را نيز به قتل رساند و موقعيت خويش را در نزد دراويش ( شيخيان ) تضعيف كرد و هوادارى آنان را از كف داد . در ضمن در اسفراين - يكى از مهمترين شهرهاى سربداران پس از سبزوار - نصر الله نايب مناب و اتابك لطف الله با كمك قاتلان يحيى كه از چنگ انتقام حيدر قصاب گريخته بودند ، شورش را سامان ديد . حيدر به سوى شورشگران شتافت ، امّا پيش از آنكه اين جريان در نطفه خفه شود ، با خنجر يكى از هواداران حسن دامغانى به قتل رسيد . زمان حكومت لطف إله فرا رسيد و از آنجا كه هنوز محافلى وجود داشتند كه طرفدار پدر او باشند ، لذا مىتوانست در بنيانگذارى سلسله‌اى براى سربداران موفق شود . ليكن زمانى كه در درگيرى با حسن دامغانى كه بسرعت اتفاق افتاد شكست خورد ، اين فرصت از دست رفت . بر اثر اين شكست ، گروه هواداران مسعود با همهء نيات و مقاصدشان قلع و قمع شدند « 1 » . اين حوادث جاى خود نمايانگر سست‌پايگى دولت سربداران بود ؛ امّا جنگ خانگى كه در اين ايام رخ داد ، ثابت كرد كه نيروهاى متمركزى كه آن را تهديد مىكردند تا چه پايه ناشايست و نالايق هستند . خروج حيدر قصاب از استرآباد خلائى را در آنجا به وجود آورد و امير ولى فرزند يكى از حاكمان پيشين منطقه را تحريك كرد تا از پناه يكى از حاكمان جانى قربانى بيرون آيد . او ادعا كرد كه در غياب لقمان بن طغاتيمور نماينده علايق او در مازندران است و مىخواهد هواداران او را دور خود جمع كند ؛ امّا هنگامى كه با اخذ قدرت واقعى وارد اين منطقه شد ، نتوانست به اهداف خود برسد ؛ چون حسن دامغانى دوباره عليه او نيرو فرستاد و او را شكست داده سرانجام خود حسن دامغانى بعد از دو بار پيروزى از وى شكست خورد و امير ولى در توسعه‌بخشى قدرت خود بر مناطق ديگر و ازجمله متصرفات سربداران در موقعيت برترى قرار گرفت . در شرق خراسان يك شيعى تندرو به نام درويش عزيز « 2 » قيام كرد و در مشهد به نام محمد المهدى امام دوازدهم نوعى حكومت الهى تشكيل داد . اين اقدام در فضاى آن زمان صورت گرفت : يعنى از آنجا كه حسن جورى و شمس الدين على در پى ايجاد نوعى حكومت تئوكراتيك مهدى ( عج ) بودند ، لذا مىتوان تصور كرد كه هواداران اصلى درويش عزيز شيخيان سبزوار بوده‌اند . به هرحال موفقيت او در مشهد كه با فتح توس به اوج خود رسيد ، دراويش سبزوارى را هر

--> ( 1 ) - اسميت ، سلسله سربدار ، ص 141 در مورد قتل لطف إله تاريخ 759 / 8 - 1357 را ارائه داده [ ص 24 ، يادداشت 2 ( ويراستار ) ] در حالى كه پطروشفسكى ، « Dvizhenie » ، ص 150 ( ترجمه كشاورز ، « نهضت » ، ص 201 ) 30 رجب 762 / 5 ژوئن 1361 را عرضه كرده است . ( 2 ) - پطروشفسكى در همان منبع ، او را عزيز مجدى مىنامد .